در اقتصادی که تأمین مالی به یکی از گلوگاه‌های اصلی تولید تبدیل شده، هر ابتکاری که بتواند رابطه میان منابع بانکی و فعالیت واقعی اقتصاد را اصلاح کند، ارزش بررسی دارد. از این منظر، حرکت بانک کشاورزی به سمت تأمین مالی ضمانت‌نامه‌ای در قالب «نوی‌پو» را باید اقدامی مثبت و قابل توجه دانست؛ اقدامی که می‌تواند بخشی از محدودیت‌های مدل سنتی تسهیلات‌دهی را پشت سر بگذارد.

به گزارش وقایع نیوز به نقل از روستانیوز: بابک کلانی، کارشناس ارشد کشاورزی| اما یک نوآوری مالی زمانی ماندگار می‌شود که علاوه بر شیوه تخصیص اعتبار، منطق اقتصادی گردش اعتبار و هزینه‌های آن را نیز اصلاح کند.

مسئله امروز «نوی‌پو» نفی یا تأیید اصل ایده نیست؛ پرسش مهم‌تر این است که چگونه می‌توان آن را از یک ابزار مالی موفق به مدلی پایدار برای تأمین مالی زنجیره ارزش تبدیل کرد.

 

از تسهیلات به اعتبار

مزیت اصلی تأمین مالی ضمانت‌نامه‌ای در این است که بانک می‌تواند به جای تزریق مستقیم نقدینگی، اعتبار خود را پشت یک معامله واقعی قرار دهد. این اتفاق، از منظر مدیریت منابع اهمیت دارد؛ زیرا اعتبار به جای آنکه الزاماً به پول نقد تبدیل شود، می‌تواند در خدمت خرید نهاده، تولید، فروش و سایر معاملات زنجیره قرار گیرد. اما این فقط نقطه آغاز است.

اگر قرار باشد «نوی‌پو» به یک مدل پایدار تبدیل شود، اعتبار باید نه‌فقط وارد زنجیره، بلکه در زنجیره باقی بماند و گردش کند.

اینجاست که ضرورت عبور از «تأمین مالی زنجیره تولید» به «تأمین مالی زنجیره ارزش» مطرح می‌شود.

 

زنجیره ارزش؛ از تحقیق و توسعه تا بازار

زنجیره ارزش؛ از تحقیق و توسعه تا بازار

تأمین مالی زنجیره تولید، عمدتاً کاشت، داشت و برداشت را پوشش می‌دهد. اما زنجیره ارزش بسیار گسترده‌تر است؛ از تحقیق و توسعه، انتخاب محصول و الگوی کشت آغاز می‌شود و تا تولید، فرآوری، توزیع و بازار ادامه پیدا می‌کند.

به نظر می‌رسد «نوی‌پو» زمانی می‌تواند به یک مدل مالی کامل و تثبیت‌شده تبدیل شود که بتواند این زنجیره را با استفاده از داده به یکدیگر متصل کند.

وقتی بانک اطلاعات تولید، نهاده، عملکرد، ریسک، قرارداد خرید، قیمت، خریدار و بازار را در کنار اطلاعات مالی قرار دهد، دیگر صرفاً یک متقاضی تسهیلات را اعتبارسنجی نمی‌کند؛ بلکه کل جریان خلق ارزش را می‌بیند. این تغییر، اهمیت بنیادین دارد.

 

چالش کارمزد؛ نقدی که باید شنیده شود

یکی از موضوعاتی که در مسیر توسعه «نوی‌پو» نیازمند توجه است، هزینه خدمات مالی و کارمزد است.

در مورد دریافت کارمزدهای زیر ۳ درصد، از سوی تولیدکنندگان انتقادهایی مطرح شده است. منطق این انتقاد از منظر تولید قابل فهم است؛ زیرا بانک کشاورزی، به واسطه مأموریت تخصصی خود، انتظار می‌رود ابزارهای مالی را به شکلی طراحی کند که هزینه جدیدی بر دوش تولیدکننده نگذارد و در نهایت موجب افزایش قیمت تمام‌شده تولید نشود.

اما این نقد نباید به معنای نفی اصل کارمزد تلقی شود.

بانک برای اعتبارسنجی، صدور ضمانت‌نامه، مدیریت ریسک، فناوری، نظارت و ارائه خدمات مالی هزینه می‌کند و یک مدل پایدار نمی‌تواند این هزینه‌ها را نادیده بگیرد.

بنابراین مسئله واقعی این نیست که «کارمزد باشد یا نباشد»؛ مسئله این است که «کارمزد از کجا پرداخت شود؟»

 

هزینه زنجیره فقط کارمزد نیست

کاهش هزینه تولید و مصرف فقط با کاهش کارمزد محقق نمی‌شود.

اگر یک مدل مالی داده‌محور بتواند واسطه‌های غیرضرور را حذف کند، هزینه‌های معاملاتی را کاهش دهد، زمان تسویه را کوتاه کند، ریسک معامله را پایین بیاورد، دوباره‌کاری‌های اداری را حذف کند، هزینه تأمین نقدینگی را کاهش دهد و تولیدکننده را مستقیم‌تر به بازار متصل کند، مجموع این صرفه‌جویی‌ها می‌تواند بسیار بیشتر از رقم کارمزد باشد.

بنابراین، نباید تمام بحث هزینه را به یک عدد ــ مثلاً کارمزد دو یا سه درصدی ــ تقلیل داد.

 

سؤال مهم‌تر این است:

«نوی‌پو در مجموع چه میزان از هزینه‌های واقعی زنجیره را حذف می‌کند؟»

اگر پاسخ این پرسش مثبت باشد، راه برای طراحی یک مدل اقتصادی جدید باز می‌شود.

 

کارمزد از محل ارزش ایجادشده

بانک کشاورزی می‌تواند کارمزد منطقی خود را دریافت کند؛ اما این الزام وجود ندارد که تمام آن مستقیماً از جیب تولیدکننده پرداخت شود.

اگر با استفاده از داده، فناوری و تأمین مالی زنجیره‌ای، واسطه‌های غیرضرور حذف و هزینه‌های اضافی کاهش پیدا کند، بخشی از ارزش آزادشده می‌تواند برای پوشش هزینه خدمات مالی اختصاص یابد.

 

به بیان ساده: بانک می‌تواند از ارزش جدیدی که در زنجیره ایجاد می‌کند سهم ببرد، نه اینکه صرفاً هزینه خدمت خود را به تولیدکننده منتقل کند.

اما همه ارزش آزادشده نیز نباید به کارمزد تبدیل شود.

بخشی از این صرفه‌جویی می‌تواند به کاهش هزینه تولید، بخشی به کاهش هزینه دسترسی مصرف‌کننده و بخشی نیز به تقویت سرمایه در گردش و استمرار تأمین مالی زنجیره بازگردد.

این همان مدلی است که می‌تواند میان مأموریت حمایتی بانک و ضرورت اقتصادی پایداری خدمات مالی تعادل برقرار کند.

 

داده؛ حلقه مفقوده

در این میان، داده نقش تعیین‌کننده دارد.

بدون داده، تشخیص اینکه کدام واسطه ضروری است و کدام واسطه صرفاً هزینه ایجاد می‌کند، دشوار است.

بدون داده، بانک نمی‌داند اعتبار در کدام نقطه بیشترین اثر را دارد و پس از تخصیص چگونه در زنجیره گردش می‌کند.

اما با اتصال داده‌های تولید، بازار و مالی، می‌توان مسیر اعتبار را رصد و ریسک را دقیق‌تر مدیریت کرد.

این همان چیزی است که کمک می‌کند پول ارزان‌قیمت از فرآیند مالی تولید خارج نشود.

اعتبار می‌تواند از تحقیق و توسعه به نهاده، از نهاده به تولید، از تولید به فرآوری و از فرآوری به بازار حرکت کند و با بازگشت درآمد، دوباره به چرخه تأمین مالی بازگردد.

در چنین مدلی، یک واحد اعتبار می‌تواند چند بار ارزش ایجاد کند.

 

شاخص موفقیت نوی‌پو چیست؟

از این منظر، موفقیت «نوی‌پو» نباید فقط با حجم ضمانت‌نامه‌های صادرشده سنجیده شود.

 

شاخص‌های مهم‌تر عبارت‌اند از:

چه میزان از هزینه‌های واسطه‌ای حذف شده است؟

چه میزان هزینه مبادله کاهش یافته است؟

هزینه تأمین مالی تولیدکننده چقدر تغییر کرده است؟

اعتبار چه میزان در زنجیره باقی مانده است؟

منابع چند بار در چرخه تولید و بازار گردش کرده‌اند؟

چه مقدار از صرفه‌جویی دوباره به تولید و مصرف بازگشته است؟

اگر این شاخص‌ها بهبود یابد، می‌توان گفت «نوی‌پو» واقعاً به یک نوآوری مالی تبدیل شده است.

 

پایان؛ آزمون بزرگ نوی‌پو

«نوی‌پو» می‌تواند در حد یک ابزار جدید ضمانت‌نامه‌ای باقی بماند؛ یا مسیر دشوارتر اما ارزشمندتر را انتخاب کند و به زیرساخت مالی داده‌محور زنجیره ارزش کشاورزی تبدیل شود.

در مسیر دوم، کارمزد حذف نمی‌شود؛ منطق اقتصادی آن تغییر می‌کند.

بانک حق دارد از خدمتی که ارائه می‌دهد درآمد داشته باشد؛ اما اگر همین خدمت بتواند هزینه‌های واسطه‌ای، معاملاتی، عملیاتی و تأمین نقدینگی را کاهش دهد، منطقی است که هزینه خدمت مالی نیز از محل بخشی از ارزش ایجادشده در زنجیره تأمین شود.

در این صورت، تولیدکننده تنها پرداخت‌کننده هزینه نیست؛ ذی‌نفع کاهش هزینه است.

مصرف‌کننده نیز از کاهش هزینه زنجیره منتفع می‌شود.

بانک درآمد پایدار به دست می‌آورد.

و منابع ارزان‌قیمت، به جای خروج از تولید، دوباره به چرخه تأمین مالی بازمی‌گردند.

این همان نقطه‌ای است که «نوی‌پو» می‌تواند از یک ابزار بانکی به یک مدل توسعه‌ای تبدیل شود.

آینده تأمین مالی کشاورزی در این نیست که بانک فقط پول بیشتری وارد زمین کند؛ آینده در این است که بانک بتواند با داده و اعتبار، هزینه‌های زائد زنجیره را حذف کند و پول کمتری را به شکلی هوشمندتر، بارها در مسیر تولید و بازار به گردش درآورد.

اگر «نوی‌پو» بتواند این معادله را حل کند، دیگر مسئله فقط صدور ضمانت‌نامه نیست؛ مسئله، ساختن ریل تازه‌ای برای حرکت پول در اقتصاد کشاورزی است.

ریلی که در آن پول ارزان وارد زنجیره می‌شود، داده مسیر آن را تعیین می‌کند، واسطه‌های غیرضرور کنار می‌روند، هزینه‌های تولید و مصرف کاهش می‌یابد، بانک از ارزش‌آفرینی خود سهم می‌برد و منابع آزادشده دوباره به تولید بازمی‌گردد.

در نهایت، موفقیت نوی‌پو را نباید با این پرسش سنجید که «بانک چقدر پول پرداخت کرد؟»؛ بلکه باید پرسید: «بانک چقدر از هزینه‌های زائد زنجیره را حذف کرد، چقدر پول ارزان را در تولید نگه داشت و چه میزان ارزش ایجادشده را دوباره به چرخه تولید بازگرداند؟»

اگر پاسخ این پرسش‌ها روشن و مثبت باشد، «نوی‌پو» دیگر صرفاً یک محصول بانکی نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند به ریل تازه حرکت اعتبار، تولید و ارزش در اقتصاد کشاورزی ایران تبدیل شود.

 

نقدی سازنده برای تثبیت تأمین مالی ضمانت‌نامه‌ای و عبور از زنجیره تولید به زنجیره ارزش+نوی پو