به گزارش وقایع نیوز به نقل از شهرمردم، آیا استاندار این بار چالش حمایت از مدیرکل میراث فرهنگی در برابر فشارهای سیاسی را قبول میکند؟ به گزارش فاطمه مقدم – خبرنگار شهر مردم، سرپرستی محسن ضیایی بر ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی فارس در آستانه پر کردن چهار ماه است. از آنجا که طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران، بیش از این نمیتوان یک دستگاه اجرایی را با سرپرست اداره کرد، تا ابتدای هفته آینده دولت باید مدیرکل جدید میراث فرهنگی فارس را انتخاب کند و گویا به گفته استاندار، بناست بزودی مدیرکل جدید معرفی شود. اما آیا این تغییر، پاسخی به نیازهای واقعی این حوزه خواهد بود؟
جز نقد به تغییر سیاسی و بدون پشتوانه کارشناسیِ محمد ثابت اقلیدی ـ مدیرکل جوان و متخصص حوزه گردشگری با کارنامه خوب اجرایی در فارس ـ با محسن ضیایی، مدیری که هرچند در این حوزه تجربه دارد اما به بازنشستگی نزدیک است و به وضوح انتخابی موقت و گذرا برای آرامکردن منتقدان سیاسی ثابت اقلیدی بود، این سؤال اساسی مطرح میشود که آیا سیاستگذاران در استانداری فارس و وزارتخانه میراث فرهنگی، با نگاه راهبردی و آیندهنگر به این انتخاب دست زدهاند یا تنها بهدنبال پرکردن خلأ مدیریتی و راضیکردن منتقدان سیاسی بودند؟ و اینکه گردشگری و میراث فارس تا کی باید چوب عزل و نصبهای سیاسی را بخورد؟!
بههرحال این رویه انتخاب مدیر سیاسی به جای مدیر متخصصی که برنامههای تحولی و پایدار مدیریتی داشته باشد، گویی پیشانینوشت ادارهکل میراث و گردشگری فارس شده است؛ مدیرانی که بدون داشتن افق روشن مدیریتی، چندی بر این مسند تکیه زدند و موجب انحراف یا توقف توسعه پایدار در حوزه میراث فرهنگی فارس شدهاند و رفتهاند. رویهای که این ادارهکل را به ادارهای بیاثر در انجام کارهای توسعهای تبدیل کرده و فارس هنوز در آرزوی تکرار مدیرانی چون علیرضا قائدیان ـ اولین مدیرکل سازمان میراث فرهنگی فارس که تخصص گردشگری را با شم و دانش مدیریت پیوند داده بود و در دوره مدیریت او، استان فارس پیشرفتهای قابل توجهی در این حوزه تجربه کرد ـ روزگار میگذراند و مدیرکل و سرپرست عوض میکند. بهطوریکه در طول چهار سال، ادارهکل میراث فرهنگی فارس سه مدیرکل و ۲ سرپرست را به خود دیده است.
*بیسرانجامی گردشگری فارس با یک مدیرکل و یک معاونت در استانداری!
بیثباتی مدیریتی در وزارت میراث فرهنگی که قرار بود به درآمدزاترین سازمان کشور تبدیل شود، نه موضوع تازهای است و نه فقط مختص فارس. یک جستوجوی ساده در اینترنت ثابت میکند این بلا گریبان همه استانها را گرفته است. معلوم نیست در دل این وزارتخانه چه چیزی وجود دارد که نمیتواند به ثبات مدیریتی دست پیدا کند. وزارتخانهای که طبق سند چشمانداز ۲۰ساله، قرار بود طی این سالها به جایگزین اصلی اقتصاد بدون نفت تبدیل شود و تا سال ۱۴۰۴، سهم ۱.۵ درصدی از بازار بینالمللی گردشگری (حداقل ۲۰ میلیون گردشگر در سال) و ۲ درصد درآمد جهانی گردشگری (حداقل ۲۰ میلیارد دلار) را به دست آورد، حالا در پایان این چشمانداز، چنان در بیسرانجامی به سر میبرد که این افقها به رویایی خام بیشتر شبیه است تا برنامهای بلندمدت که بنا بود مسیر ۲۰ ساله این سازمان ـ که بعدها وزارتخانه شد ـ را تعیین کند.
به هر روی، فارس نیز از عزل و نصبهای زیاد و بدون حساب و کتاب مدیران کل میراث فرهنگی و گردشگری بینصیب نمانده است. بیسرانجامی توسعه گردشگری در فارس هم در ادامه همان بیسرانجامی کشوری است. اکنون که فارس بزودی چهارمین مدیرکل خود را بر مسند ادارهکل میراث فرهنگی استان خواهد دید، ذکر چند نکته ضروری به نظر میرسد:
اول اینکه استان فارس جزو معدود استانهایی است که معاونت هماهنگی امور زائرین و گردشگری دارد. بخش امور زائرین این معاونت، به دلیل تعیین شهر شیراز بهعنوان شهر زیارتی از سال ۱۳۹۱ ایجاد شد و بخش گردشگری آن نیز، حاصل تلاش محمد فرخزاده برای فعالیت در این حوزه در دوره استانداری ایمانیه، به این معاونت اضافه شد. چنین معاونتی در هیچ استان دیگری، حتی اصفهان ـ که میزبان آثار متعدد و مهم میراثی و نخستین استان گردشگری کشور به لحاظ تعداد گردشگران خارجی است ـ وجود ندارد. وظایف این معاونت در استانداری بسیار گسترده است؛ از نظارت بر زیارتگاهها، مساجد، خدمات رفاهی، گردشگری سلامت، تاریخی و طبیعی گرفته تا سرمایهگذاری، پنجره واحد، رویدادها، ارتباطات بینالملل، نمایشگاهها و دیگر امور مرتبط با گردشگری استان. این وظایف کاملاً با مسئولیتهای مدیرکل میراث فرهنگی فارس همپوشانی دارد.
اگرچه این معاونت به دلیل نداشتن ابزارهای قانونی کافی، تاکنون بیشتر در حیطه اظهارنظرهای سیاسی و گردشگری باقیمانده، اما وجودش در این سالها نمونه بارز موازیکاری و مانع بزرگی برای مدیریت مستقل مدیرکل میراث فرهنگی استان بوده است. اینکه در ساختارهای اداری ما میتوان چنین ساختار جدیدی ایجاد کرد، واقعاً موضوعی عجیب و تأملبرانگیز است!
گرچه مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان با ۳ هزار اثر ثبت ملی و علاوه بر آن با ۴۰۰ جاذبه طبیعی منحصربهفرد در استان باید به ۲ حوزه تخصصی دیگر این ادارهکل نیز بپردازد و هر بار یک مدیرکل در استان فارس با کشش به یکی از این سه حوزه (میراث فرهنگی، گردشگری یا صنایعدستی)، از انجام وظایف زیرساختی و کارهای بنیادین در دیگر حوزهها باز میماند، با این حال به جای اینکه ساختار موازیای مانند بخش زیارتی در معاونت گردشگری استانداری داشته باشیم، میتوانیم یک سازمان مستقل میراث فرهنگی در دل ادارهکل استان ایجاد کنیم. با تفکیک بخش میراث فرهنگی بهعنوان یک سازمان مستقل، مدیرکل میراث فارس میتواند بدون دغدغه فشارهای اجتماعی و سیاسی ناشی از نگرانی برای حفظ گنجینههای میراثی، برنامههای خود را بهتر پیش ببرد و به نیازهای ویژه هر سه حوزه توجه کند.
این اقدام میتواند به ارتقای عملکرد و کارآمدی مدیرکل کمک شایانی کند و زمینه دستیابی به اهداف کلان توسعه پایدار گردشگری و حفاظت از میراث فرهنگی را فراهم آورد؛ موضوعی که در نهایت به حفظ هویت فرهنگی و تاریخی استان و کشور منجر خواهد شد.
*چالشهای پنهان مدیریت میراث فرهنگی فارس
اما سوای این پیشنهاد، حالا که فارس سابقه «خوش استقبالی» و «بد بدرقهای» در این مدیریت را دارد، باید بررسی کرد چه اتفاقی در این استان رخ میدهد که مهمترین مدیریت اجرایی آن ـ که مسئول میزبانی ارزشمندترین آثار تاریخی کشور است ـ همواره با چالشهای سیاسی و غیرسیاسی دست و پنجه نرم میکند؛ چالشهایی که ۶ ماه دیگر گریبان همین مدیری که امروز برای آمدنش لابی میکنند را خواهد گرفت.
البته به شرط آنکه مدیری باشد که برنامهای توسعهگرا و با نظارت دقیق بر هزینهکرد منابع و بودجه داشته باشد، چند ماه دیگر دستهای مرموزی پیدا میشوند که زیر پای او را میروبند! چرا که در فارس، مدیرکل میراثی که کمترین برنامهریزی کلان و پیشروی را داشته باشد، بیشتر مورد اقبال قرار میگیرد و کمتر از نظر سیاسی تحت فشار است و طبیعتاً بیشتر میتواند دوام بیاورد.
ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان فارس با منابع درآمدی قابل توجه، ظرفیتهایی برای تولید درآمد سیستمی مدیریتی دارد که مدیران را ناچار به کمکاری و احتیاط شدید میکند. تصمیمات اجرایی مدیران کل این اداره به دلیل گرهخوردن به منافع گسترده عدهای از افراد ذینفوذ در استان، بسیار محدود و پیچیده است. هر تصمیمی که منافع این گروه محدود را به خطر بیندازد، با واکنشهای سیاسی گسترده و حملات تیمهای رسانهای این افراد روبهرو میشود که با انتشار اخبار نادرست و تحریف واقعیتها، سعی در تحت فشار قراردادن مدیرکل دارند.
مدیرکل پس از مدتی میفهمد که «سری که درد نمیکند، دستمال نمیبندند» و به جای تلاش برای جذب اعتبارات و توسعه پایدار گردشگری استان، ترجیح میدهد به انجام کارهای خرد بپردازد و صرفاً دوران مدیریتش را سپری کند. زیرا هر برنامهریزی توسعهگرا که توسط مدیر طرحریزی و البته همراه با نظارت دقیق بر هزینهکرد اعتبارات اجرا شود، منافع عدهای را «تحدید» میکند و این خود «تهدید»ی جدی برای بقای مدیرکل خواهد بود و این مشکل بزرگ، توسعه گردشگری استان فارس را به امری تقریباً غیرممکن تبدیل کرده است.
*ضرورت ورود جدی استاندار به حل معضل سیاسیکاری در میراث استان
شاید اگر استاندار فارس، نماینده عالی دولت و جانشین ویژه رئیسجمهور در استان، به جای حفظ یک معاونت همعرض، به بررسی عملکرد، ارزیابی کارایی و شناسایی موانع اجرای برنامههای توسعهای گردشگری میپرداخت، وضعیت بهتری میداشتیم. استاندار، بهعنوان بزرگ استان، میتواند با رصد پروژههای توسعهای، ارائه راهکارهای مؤثر و مقابله با فشارهای سیاسی علیه مدیرکل میراث فرهنگی، نقش موثرتری ایفا کند. این رویکرد، به مدیرکل میراث فرهنگی کمک میکند تا تأثیرگذاری بیشتری داشته باشد و از پتانسیلهای تاریخی و طبیعی استان بهره توسعهای ببرد.
Monday, 1 September , 2025