پیش از آنکه اولین مین در کف تنگه هرمز کاشته شود یا اولین پهپاد به اولین نفتکش اصابت کند، تنگه هرمز از مسیر دیگری بسته شد، با هراسی که بر دل بیمه‌های دریایی افتاد و یک اعلامیه چند صفحه‌ای از لندن.

به گزارش وقایع نیوز به نقل از مانا: پیش از آنکه اولین مین در کف تنگه هرمز کاشته شود یا اولین پهپاد به اولین نفتکش اصابت کند، تنگه هرمز از مسیر دیگری بسته شد، با هراسی که بر دل بیمه‌های دریایی افتاد و یک اعلامیه چند صفحه‌ای از لندن.

در کمتر از ۴۸ ساعت پس از آغاز حملات ناجوانمردانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در نهم اسفندماه ۱۴۰۴ نرخ بیمه ریسک جنگ برای عبور از تنگه هرمز پنج برابر شد. تا ۱۴ اسفندماه، هفت باشگاه از دوازده باشگاه عضو «گروه بین‌المللی باشگاه‌های حفاظت و غرامت» که روی هم رفته ۹۰ درصد ظرفیت اقیانوس‌پیمای جهان را بیمه می‌کنند، اعلام کردند که پوشش ریسک جنگ در خلیج فارس را با اخطار ۷۲ ساعته لغو می‌کنند. پس از آن به یکباره ترافیک نفتکش‌ها بیش از ۸۰ درصد سقوط کرد.

«پروژه جنگ نامنظم دانشگاه تگزاس» در تحلیلی که همان زمان منتشر کرد، نتیجه گرفت: «بیمه، تنگه هرمز را پیش از آنکه نیروی نظامی این کار را بکند، بست».

 

 داستان یک قهوه‌خانه لندنی تا بیمه جنگی تنگه هرمز

برای فهم آنچه رخ داده، باید ابتدا ساختار بازار بیمه دریایی را شناخت. بیمه دریایی مدرن از سال ۱۶۸۸ در یک قهوه‌خانه در لندن به نام «لویدز» شکل گرفت؛ جایی که تاجران دریایی دور هم جمع می‌شدند و ریسک سفرهای دریایی را میان خودشان تقسیم می‌کردند و امروز «بازار لویدز لندن» قلب بیمه دریایی جهان است.

بر اساس روند بیش از سیصد ساله برآمده از قهوه‌خانه لویدز، هر کشتی اقیانوس‌پیما دو لایه اصلی بیمه دارد؛ بیمه بدنه که آسیب به خود کشتی را پوشش می‌دهد و بیمه «حفاظت و غرامت» که پوشش مسئولیت در برابر خدمه، محموله و آلودگی دریایی را بر عهده دارد.

بر این اساس، در روزهای عادی و پیش از آغاز جنگ تحمیلی سوم علیه ایران، نرخ بیمه ریسک جنگ برای عبور از تنگه هرمز بین ۰.۱ تا ۰.۱۵ درصد ارزش بدنه کشتی بود؛ یعنی برای یک نفتکش بزرگ ۱۵۰ میلیون دلاری، این یعنی چند صد هزار دلار برای یک سفر رفت ‌و برگشتی؛ هزینه‌ای که در برابر سود حمل ۲ میلیون بشکه نفت کاملاً توجیه‌پذیر بود.

 

 وقتی حتی بیمه هم نمی‌تواند از زیر بار مسئولیت شانه خالی نکند

«لویدز لیست» معتبرترین نشریه تخصصی کشتیرانی جهان(وابسته به بازار دریایی لویدز) در ۲۰ اسفندماه ۱۴۰۴ هزینه‌های تازه پوشش بیمه‌ای شناورها در تمام مناطق دریایی متأثر از بحران جنگ علیه ایران را منتشر کرد که بر این اساس، برای یک نفتکش غول‌پیکر ۵ ساله با ارزش تقریبی ۱۳۸ میلیون دلار که برای منافع آمریکایی کار می‌کند، نرخ بیمه ریسک جنگ به رقم هنگفت حداقل ۱۰ درصد ارزش بدنه افزایش یافت.

به عبارت بهتر، یک سفر از تنگه هرمز، ۱۰ تا ۱۴ میلیون دلار تنها بابت بیمه هزینه در بر داشت، یعنی معادل سود چند ماه عملیات حمل و نقلی آن نفتکش بزرگ؛ اما این اعداد، میانگین بودند «S&P گلوبال» در این زمینه گزارش داد که در اوج بحران در اواسط اسفندماه، برخی نفتکش‌های گرفتار در خلیج فارس تا ۱۰ درصد از ارزش بدنه را تنها در بازه زمانی هفت ‌روزه پرداختند، نرخی که در مقایسه با پیش از آغاز جنگ، تا رقم خیره‌کننده ۶۰ برابر افزایش یافته بود.

دیلان مورتیمر، مدیر بیمه بدنه جنگ در «کارگزار ماش» به لویدز لیست گفته بود: «میانگین بازار در آن روزها بین ۰.۸ تا ۱.۵ درصد برای هر تردد بود؛ اما این میانگین برای همه صدق نمی‌کرد، کشتی‌هایی با پرچم آمریکا، بریتانیا یا اسرائیل با توجه به خطر بیشتری که متوجه آنان بود، مجبور شدند تا ۵ درصد بپردازند؛ البته برخی از شناورها حق بیمه‌ای نپرداختند، چون اساساً هیچ بیمه‌گری حاضر نشد خطر پوشش دادن آنها را به جان بخرد!»

 

 کمیته لندنی برای کشتیرانی جهان تکلیف تعیین می‌کند

در قلب بازار دریایی جهان، یک نهاد تخصصی نقش محوری دارد که کمتر کسی نامش را شنیده: «کمیته جنگ مشترک لویدز» یا  JWC؛ این کمیته همواره و به صورت پیش‌فرض فهرستی از مناطق پرخطر دریایی را نگه می‌دارد. مناطقی که بیمه استاندارد آنها را پوشش نمی‌دهد و نیاز به نرخ‌گذاری جداگانه دارند.

با آغاز بحران تنگه هرمز، این کمیته مجبور شد آب‌های اطراف عمان از جمله دریای عرب و بخش‌هایی از اقیانوس هند که کشتی‌ها برای دور زدن از مسیرهای جایگزین استفاده می‌کردند را هم در فهرست مناطق پرخطر بگنجاند. یعنی حتی کشتی‌هایی که از تنگه عبور نمی‌کردند اما در آب‌های اطراف حضور داشتند، با نرخ‌های بالاتر پوشش بیمه‌ای روبرو شدند.

نشریه «اینشورنس بیزینس» در تحلیل فروردین‌ماه ۱۴۰۵ خود در این رابطه نوشت:«این فهرست با اعلام آتش‌بس سیاسی حذف نمی‌شود چون کمیته لویدز باید مستقلاً تشخیص دهد که تهدید به اندازه کافی کاهش یافته و این ارزیابی ممکن است ماه‌ها پس از پایان رسمی جنگ هم انجام نشود».

 

واشنگتن به میدان بیمه آمد و سرخورده برگشت

با روشن شدن ابعاد بحران خود ساخته، دولت آمریکا تصمیم گرفت مستقیماً وارد بازار بیمه دریایی تنگه هرمز شود.

در۲۰ اسفندماه ۱۴۰۴، «شرکت مالی توسعه بین‌المللی آمریکا» اعلام کرد با همکاری «بیمه‌گر چاب» یک پوشش اتکایی ۲۰ میلیارد دلاری برای احیای کشتیرانی در تنگه هرمز راه‌اندازی کرده است.

 

اما «موودیز رتینگز» بلافاصله هشدار داد که این طرح احتمالاً کارساز نخواهد بود چون بیمه مسئولیت را که جداگانه از بیمه بدنه است، پوشش نمی‌دهد. بدون این پوشش، حتی اگر کشتی بیمه بدنه داشته باشد، هیچ کاپیتانی حاضر نیست خطر عبور از تنگه هرمز را بپذیرد چون در صورت وقوع هر حادثه‌ای، مسئولیت شخصی‌ او بیمه نیست. بنابراین این ترفند واشنگتن نیز شکست خورد.

همزمان، وزیر خزانه‌داری بریتانیا با مدیران لویدز نشستی برگزار کرد تا راهی برای بازگشایی تدریجی بازار پیدا کند. مدیرعامل لویدز «پاتریک تیرنان» پس از آن نشست در مصاحبه با بلومبرگ گفت:«همکاری بخش دولتی و خصوصی برای مدیریت پوشش بیمه‌ای در تنگه هرمز به وجود آمده است.» اما در عمل، این همکاری نیز به نتیجه ملموسی نرسید.

 

 آتش‌بسی که هراس بیمه‌گران را کم نکرد

وقتی در ۱۸ فروردین آتش‌بس اعلام شد، بازارهای انرژی جهش منفی را تجربه کرده و قیمت نفت در یک روز ۱۲ درصد ریخت. اما در اتاق‌های بیمه لویدز، هیچ‌کس جشن نگرفت.

«نیل رابرتس» مدیر بیمه دریایی و هوایی انجمن بازار لویدز در آن زمان گفت: «زمان نشان خواهد داد که آیا این آتش‌بس یک توقف موقت است یا صلح پایدار، اما در این میان بعید است تجارت در خلیج فارس به سادگی از سر گرفته شود. منطقه همچنان در معرض خطر بالاست و هیچ‌یک از تنش‌های زیربنایی حل نشده‌اند».

دلیل این همه احتیاط روشن است؛ در بازار بیمه دریایی، قطع یا احیای پوشش بیمه مانند روشن و خاموش کردن کلید برق نیست که با یک فشار ساده ممکن شود؛ هر کشتی به صورت جداگانه، هر سفر به صورت مستقل و هر لایه از زنجیره بیمه‌گران باید از نو ارزیابی، مذاکره و سپس بازیابی شود. این فرآیند نه با بیانیه سیاسی که با گذشت زمان و کاهش واقعی ریسک اتفاق می‌افتد.

 

 بیمه‌های دریایی زیربنای کشتیرانی ایمن

«پروژه جنگ نامنظم دانشگاه تگزاس» در تحلیلی به نکته‌ای اشاره کرد که در میان تمام سروصدای سیاسی و نظامی، کمتر شنیده شد: «قدرت واقعی بیمه‌ها در مسدود کردن مسیرهای تجاری در زمان بحران‌هایی مانند بحران تنگه هرمز، از این واقعیت خبر می‌دهد که تمام لایه‌های مختلف بازار دریایی جهان آنقدر به هم گره خورده‌اند که وقتی یک لایه فرو می‌ریزد، تمام سیستم فلج می‌شود و این همان چیزی است که در ۴۸ ساعت اول بحران تنگه هرمز رخ داد؛ این رخداد نه بر اساس یک تصمیم واحد، بلکه در نتیجه واکنش زنجیره‌ای به وقوع پیوست که هیچ فرمانده نظامی در طراحی آن نقش نداشت و هیچ دیپلماتی برای مقابله با آن آماده نبود».

«بازار بیمه دریایی لویدز لندن» که ریشه‌اش به یک قهوه‌خانه در ۳۳۸ سال پیش برمی‌گردد، این روزها نقشی را ایفا می‌کند که هیچ‌کس پیش از این اهمیت و کارکرد‌های آن را پیش‌بینی نکرده بود؛ اینکه در تاریخ مدرن، پیش از شلیک دو طرف جنگ به سوی یکدیگر، یک آبراهه استراتژیک تنها با صدور یک اعلامیه بیمه‌ای و عقب نشینی بیمه‌گران از حمایت شناورها، عملاً بسته شد.