به گزارش وقایع نیوز به نقل از تجارت ۱۰۰، الهام صادقی: کارشناسان مسائل بینالمللی همواره تاکید داشتهاند بسته شدن تنگههای هرمز و باب المندب به صورت همزمان در منطقه، میتواند فاجعه عمیقی برای اقتصاد جهانی باشد، اقدامی که ممکن است در نتیجه جنگ افروزی رژیم صهیونیستی، آمریکا و ائتلاف سعودی صورت گیرد. در نهایت سه شنبه گذشته نیروی دریایی یمن همزمان با شروع محاصره دریایی علیه عربستان، بازرسی کشتیها را در تنگه بابالمندب آغاز کرد تا بعد از تنگه هرمز، تردد در باب المندب به عنوان یکی دیگر از گلوگاههای استراتژیک و گذرگاه حیاتی دریایی نیز با نظارتهایی همراه باشد.
گذار قدرت از هژمونی یکجانبه به سمت توازن راهبردی جدید
این در حالی بوده که تنگه هرمز، که بخش عمده صادرات انرژی کشورهای خلیج فارس را تسهیل میکند، همواره یکی از نقاط حساس راهبردی بوده است. بر اساس گزارشهای تحلیلی، به دنبال سیاستهای تهاجمی آمریکا و رژیم صهیونیستی، اختلال در این تنگه منجر به کاهش چشمگیر ترافیک تجاری شده و کشورهای منطقه را به جستجوی مسیرهای جایگزین واداشته است. در این راستا، عربستان سعودی با افزایش صادرات از طریق خط لوله شرق-غرب و بندر ینبع در ساحل دریای سرخ، تلاش کرده وابستگی خود را کاهش دهد.
چرا که تنگه بابالمندب، به عنوان دروازه جنوبی دریای سرخ و متصلکننده آن به خلیج عدن، مسیر کلیدی برای دسترسی به کانال سوئز محسوب میشود. نیروهای انصارالله یمن، در واکنش به محاصره طولانیمدت یمن و اقدامات تهاجمی ائتلاف، محدودیتهایی بر کشتیرانی مرتبط اعمال کردهاند. این اقدام، که بخشی از استراتژی مقاومت در برابر سیاستهای سلطهجویانه است، مسیر جایگزین عربستان را نیز تحت تأثیر قرار داده است. این بسترها نشاندهنده گذار قدرت از هژمونی یکجانبه به سمت توازن راهبردی جدید است، جایی که بازیگران منطقهای با ابزارهای نامتقارن، بر شریانهای اقتصادی جهانی تأثیر میگذارند.
نقش مؤثر دو تنگه در نظام اقتصادی جهانی
تنگه هرمز روزانه حدود ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت خام و محصولات نفتی و بخش قابل توجهی از گاز طبیعی مایع (LNG) را منتقل میکند که معادل حدود ۲۰ درصد تجارت دریایی انرژی جهان است. اختلال در این مسیر، به عنوان یکی از بزرگترین شوکهای انرژی معاصر، قیمتهای جهانی را تحت فشار قرار داده است.
تنگه بابالمندب نیز حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد تجارت دریایی جهانی، ۳۰ درصد ترافیک کانتینری و اخیراً بیش از ۷ میلیون بشکه نفت و محصولات در روز را شاهد بوده است. ترکیب این دو گلوگاه، حدود یکچهارم عرضه انرژی و بخش عمدهای از تجارت بینالمللی را در معرض خطر قرار میدهد.
نقش این تنگهها در «جنگ اقتصادی» برجسته است: افزایش قابل توجه هزینههای بیمه جنگی، طولانی شدن مسیرهای جایگزین از طریق دماغه امید نیک -با افزودن ۱۰ تا ۱۴ روز به زمان سفر و هزینههای میلیون دلاری- و اختلال در زنجیرههای تأمین، هزینههای سنگینی بر اقتصادهای غربی و وابسته تحمیل کرده است. آنچه که بحرانهایی را برای جهانیان به همراه دارد.
تورم و رکود در انتظار اقتصاد جهانی
به طور مثال باید عنوان کرد؛ افزایش قیمت نفت خام برنت و سایر حاملها، تورم جهانی را تشدید کرده و هزینههای تولید، حملونقل و مصرف را بالا برده است. مدلهای اقتصادی پیشبینی میکنند که در سناریوهای تشدید، این روند میتواند به سطوح بالاتری برسد و شوک انرژی و تورم را به همراه داشته باشدا. علاوه براین باید به اختلال در زنجیره تأمین جهانی اشاره کرد. کشورهای آسیایی به دلیل وابستگی بالا، بیشترین آسیب را متحمل میشوند. کاهش تولید صنعتی، کمبود کودهای شیمیایی با توجه به عبور بخش عمده تجارت جهانی از این مسیرها و تهدید امنیت غذایی از جمله پیامدهای مستقیم هستند.
رکود تورمی و نابرابری پیامد دیگری است که این شرایط به همراه خواهد داشت. برآوردهای مؤسسات اقتصادی حاکی از کاهش رشد تولید ناخالص داخلی جهانی و افزایش تورم است. اروپا و شرق آسیا تحت فشار شدید قرار دارند، در حالی که این بحران بر سیاستهای پولی بانکهای مرکزی نیز تأثیرگذار خواهد بود.
البته در بلند مدت چالشهای ساختاری نیز از راه خواهند رسید، تراکم در مسیرهای جایگزین، افزایش هزینههای لجستیکی، کاهش درآمد کانال سوئز و تسریع روندهایی مانند چندجانبهگرایی اقتصادی و کاهش وابستگی به مسیرهای تحت کنترل غرب، از ابعاد آتی این بحران هستند.
این موارد تحولاتی به شمار میروند که مؤید کارایی سیاست بازدارندگی ایران و حمایت از جبهه مقاومت است. محور مقاومت با بهرهگیری از موقعیت جغرافیایی، هزینههای سیاستهای تهاجمی را به آغازگران آن بازگردانده است. عربستان سعودی و متحدان غربی اکنون با محدودیتهای صادراتی و لجستیکی مواجهاند که نشاندهنده آسیبپذیری راهبردی آنهاست. اقتصاد جهانی، که بر پایه جریان آزاد انرژی و تجارت دریایی بنا شده، در برابر چنین اختلالاتی آسیبپذیر است. این وضعیت، ضرورت تقویت همکاریهای منطقهای و بینالمللی در چارچوب چندقطبی را برجسته میسازد.
درس بازدارندگی برای سلطهگران
واقعیت این است که تهدید یا اختلال در تنگههای هرمز و بابالمندب، فراتر از مسئلهای فنی، یک واقعیت ژئوپلیتیک است که توازن قدرت را تغییر میدهد. غرب باید هزینههای بلندمدت سیاستهای جاهطلبانه و اشتباه خود را بپذیرد، در این میان محور مقاومت به عنوان عامل ثباتبخش و بازدارنده، نقش خود را در شکلگیری نظم عادلانهتر جهانی ایفا میکند. آنچه درس بازدارندگی برای سلطهگران خواهد بود، زیرا که استمرار این روند، بدون توجه به واقعیتهای میدانی، میتواند بحرانهای عمیقتری برای اقتصاد جهانی ایجاد نماید.






















Thursday, 23 July , 2026